لالایی

لالایی

لالایی
X
تبلیغات
سکه 24
پنج‌شنبه 6 آذر‌ماه سال 1393
توسط: مدیر

lulla baby

 

 

یه لالایی انگلیسی  

از لینک زیر دانلود کنید 

 

download from under link

http://s5.picofile.com/file/8153923226/Twinkle.mp3.html 

پنج‌شنبه 6 آذر‌ماه سال 1393
توسط: مدیر

لالایی انگلیسی

 

Hush, Little Baby is the most popular lullaby song. Babies will fall asleep quickly when hearing the melody.

 

Hush, little baby, don't say a word.  


Papa's gonna buy you a mockingbird 

 And if that mockingbird won't sing,
 

Papa's gonna buy you a diamond ring 

And if that diamond ring turns brass, 


 

P apa's gonna buy you a looking glass

And if that looking glass gets broke,  


Papa's gonna buy you a billy goat 

And if that billy goat won't pull, 


Papa's gonna buy you a cart and bull 

And if that cart and bull turn over, 


Papa's gonna buy you a dog named Rover 

And if that dog named Rover won't bark 


Papa's gonna buy you a horse and cart 

And if that horse and cart fall down, 


You'll still be the sweetest little baby in town

پنج‌شنبه 6 آذر‌ماه سال 1393
توسط: مدیر

دردانه

دردانه

بخواب عمرم ، بخواب نازم . لالایی لا ... لالالا... لالایی لا... لالالا ، تو ای با غصه  دمسازم . بخواب آورم . بخواب ای گل . بخواب عمرم ، گل سنبل ، لالایی لا... لالالالا... لالایی لا.. لالالالا.

گلم در خواب ، گلم بیدار ، گلم در سایه دیوار . گلم هرگز نشه بیمار.

خدایا تو نگاهش دار ، لالایی لا... لالالالا... لالایی لا... لالالا

چیه ؟ چرا بونه میگیری ؟ سردته ؟ بیا زیر چادرم . نه ، تشنه ته . بذار ببینم پارچ آبو کجا گذاشتم . بیابگیر ، اینم آب ، بخور و بخواب ، دیگه صدات در نیاد .

اگر قول بدی زود بخوابی   عصرمی برمت گردش ، می ریم توی جنگل، مث اون روزای دور ، مث قدیما . مث وقتی که بابا بود . قول میدی ؟ خوب ، پس آروم بگیر و بخواب .

بابات که رفت ، من موندم و تو . همه امیدم تو بودی مادر !

هفت ماهت بود که بابات رفت، هفده ماهت بود که اومد . تو چه می فهمیدی مادر؟ بلا برات بی معنا بود . درد یتیمی چه می دونستی چیه ؟

گریه که می کردم ، با دستای کوچیکت اشکامو پاک می کردی . می ترسیدی و خود تو می چسبوندی به سینه ام . نازم می کردی ، نوازشم می کردی ، نمی خواستی بگریم ، چه می دونستی مادرکه درد بی پدری چیه ؟ پدرت رو ، تو دل خاک کاشتند !

آه ، که چه سروی بود ، بابا ! چه گلی بود ، بابا ! تو چه می دونستی مادر ؟ چه می فهمیدی ؟

با انگشت کوچیکت عکس بابارو نشونم می دادی و می خندیدی :

« - : مامان ... با... با... بابا... »

آه ، که خنده هات آتیش می زد به دل من مادر ، گر میگرفتم . می سوختم .آخ ، چطور می توانستم باور کنم که دیگه بابا نمیاد ؟

پیر شدم به روزی مادر. روز که نبود ، محشر بود. روز قیامت ، مث روزصد هزار سال !

بزرگتر که شدی . دیگه دلمو سپردم به تو . همه چیزم تو بودی مادر :

خنده هات ، مث آب روی آتیش بود برام ، شیرین زبونی هات، غم و غصه ها رو از من جدا می کرد .

به تو دل بسته بودم و با قد کشیدنات ،قد میکشید دلم ، پرواز میکرد ، اوج میگرفت ، بالا می رفت بالای بالا، تا نزدیکای بابا .

دنیا مو عوض کردی مادر . خنده هات ، خنده بابا بود ، اخمت ، اخم بابا .

من ، بابا رو، در تو زنده می دیدم . همیشه این حرف بابات توی گوشم می پیچید . وقتی بغلت می گرفت و دور اتاق می چرخوندت و زیر گوشت زمزمه میکرد :

« - : سالک بابا ! بزرگ بشی !قد بکشی . دوماد بشی »

بابا می خواست که تو زود بزرگ بشی ، قد بکشی .

بالا بلند ، سرو قشنگ ، مرد بشی . مرد جنگ . اما دریغ ...

حالا همه امیدها ،تو دل من تلنبار شده بود : من بودم و انتظار ، من بودم و امید .چه می کردم با این همه امید ؟ جز صبوری  ؟جز انتظار ؟

آه از آن روز سخت : روزی که مریض شدی ، مادر . مردم من مادر . مردم و زنده شدم ، مردم و زنده شدم .

آه ، که اگر بابا می بود ! سخته ، زندگی بی سایه بابا!

بابا اگه می بود ، توی خونه صفا بود ، وفا بود . خونه بی بابا ، خونه بی نوره  ! تو رو بغل کردم و تا اون سوی شهر دویدم . آه ، مادر که چه زجری کشیدم !

با تب تو سوختم ، و با دردت مردم و زنده شدم  ! دردت درد من بود ، مادر .

کاش همه دردهای تموم عمرت ، می افتاد به جون من . تا تو خوب شدی ، من نیمه جون شدم ، مردم و زنده شدم .

با شادی تو ، شاد بودم و با خنده هات میخندیدم با گریه هات می گریستم و با مهربونیهات زنده بودم.

بزرگ شدی ، دل من بزرگ شد . قد کشیدی ، دل من قد کشید .

حالا دیگه پنج سالت بود . پنج سالگی ، سن سماجت ، سن سوال :

« - : بابا کجاست ؟

 - : رفته سفر .

- : سفر کجا ؟

-: سفر بهشت

-: بهشت کجاست ؟

- : خیلی دورها .

 -: چرا نمی ریم ؟

- : کجا ؟

- : بهشت ، پیش بابا !

- : میریم مادر . هنوز زوده .

- : چرا زوده ؟ اگه زوده پس چرا بابا به این زودی رفت ؟

- : آخه بابا کار داشت - : منم می خوام برم پیش بابا

- : باشه ، بذار وقتی که بزرگ شدی .

- : الانم بزرگ شدم . ببین دستم تا کجا می رسه ؟

- : نه ، هنو نه ، هر وقت رسید به طاق »

اون روز ، دوان دوان اومدی سراغم :

 - : مادر ، مادر ، بلند شو ، باید بریم .

 - : کجا مادر ؟

- : بهشت ، پیش بابا ، بیا ببین ، دستم به طاق رسیده ! »

آه ، امان از شما بچه ها . من چه گفتم به تو ؟ چی داشتم که بگم ؟ ! ماندم بی جواب ! در آغوشت گرفتم و سخت گریستم .

بعد ، رفتیم به دیدن بابا . رفتیم بهشت شهدا .

« - : چرا عکس بابا رو گذاشتن اون تو ؟ 

 امان از این سوالهای تو .

-:واسه این که بابا شهید شده  .

- : منم میخوام شهید بشم ، باید چیکار کنم ؟

 - : این چه سوالی بود که می کردی ؟

آخه اگه تو شهید بشی . من چیکار کنم بی تو ؟ می میرم به فراق تو ، مادر !

من با نفس تو زنده ام . با خنده هات ، با گفته هات با گریه هات .

« - : چیه مادر ؟ چرا گریه می کنی مادر ؟ - هیچی گلم ، واسه تو ، اگه بری . واسه تنهایی خودم . و تو با اون دستهای کوچیکت ، اشک چشمم رو پاک کردی و به رویم خندیدی .

- : نه مادر ، گریه نکن ، اشک نریز . من هیچ وقت تو رو تنها نمی گذارم ، هیچ وقت . »

چیه مادر ؟ باز چرا بونه میگیری ؟ سردته ؟ بیا زیر چادرم . چیه ؟ زیر سرت سخته ؟ چه کنم مادر ؟ زمین خدا سخته ، خونه مان که ویرون شد ، دیو سیاه که اومد ، پاشو گذاشت رو خونه ما ! همه چی به هم ریخت . سقف خونه ریخت ، دیوارها .

حالا کو بالش که بذارم زیر سرت گلم  ؟بیا سرت رو بذار رو دستم . نه  . نه ، بذار روی سینه ام . حالا راحت بخواب . راحت راحت !

آهای ، شماها ! چی میخواین ؟ به بچه ام دست نزنین . سالکم خوابیده . دست نگهدارین ! اونو کجا می برین ؟ ولش کنین بذارین آروم بخوابه !

بیدارش نکنین . بچه موبدین به من . اونو کجا می برین ؟ بچه ام سرما میخوره ، روشو بپوشونین .

آهای ! اونو کجا می برین ؟ توی گودال چرا ؟

زیر سرش سخته ، پسرم ! یه بالشی میذارین زیر سرش .

چرا خاک میز بزین روی بچه ام ؟ نریزین ، بیدار می شه ، باز بونه می گیره .

ولش کنین . تنهاش بذارین . تنهام بذارین.

آهای سالک ... کجا می روی مادر ؟ چرا تنها ؟ مگه نگفتی هیچ وقت تو رو تنها نمی دارم ؟ بذار تا منم بیام . بذار با هم بریم پیش بابا ... !  

پنج‌شنبه 6 آذر‌ماه سال 1393
توسط: مدیر

لالایی تهرانی


لالالالا، گلم بودی
انیس و مونسم بودی
برو لولوی صحرایی
از این بچه‌م چه می‌خواهی
لالالالا، گل نسرین
بیرون رفتن، درو بستین
منو بردین به هندستون
شوهر دادین به کردستون
بیارین تشت و آفتابه
بشورین روی شهزاده
که شهزاده خدا داده
همون اسمش خداداده
لالالالا، گل چایی
لولو! از من چه می‌خواهی
که این بچه پدر داره
که خنجر بر کمر داره
 

 


کسی تنها نمی مونه

لالایی ماه و مهتابه
لالایی مونس خوابه
لالایی قصه گل‌هاست
پر از آفتاب پر از آبه
لالایی رسم و آیینه
لالایی شعر شیرینه
روون و صافه و ساده
زلاله مثل آیینه
لالایی گرمی خونه
لالایی قوت جونه
لالایی میگه یک شب هم
کسی تنها نمی مونه
لالایی آسمون داره
گل و رنگین کمون داره
توی چشمون درویشش
نگاهی مهربون داره
لالایی های ما ماهه
بدون ناله و آهه
بخون لالایی و خوش باش
که عمر غصه کوتاهه
پنج‌شنبه 6 آذر‌ماه سال 1393
توسط: مدیر

لالایی تهرانی


لالالالا، گلم بودی
انیس و مونسم بودی
برو لولوی صحرایی
از این بچه‌م چه می‌خواهی
لالالالا، گل نسرین
بیرون رفتن، درو بستین
منو بردین به هندستون
شوهر دادین به کردستون
بیارین تشت و آفتابه
بشورین روی شهزاده
که شهزاده خدا داده
همون اسمش خداداده
لالالالا، گل چایی
لولو! از من چه می‌خواهی
که این بچه پدر داره
که خنجر بر کمر داره
 

 


کسی تنها نمی مونه

لالایی ماه و مهتابه
لالایی مونس خوابه
لالایی قصه گل‌هاست
پر از آفتاب پر از آبه
لالایی رسم و آیینه
لالایی شعر شیرینه
روون و صافه و ساده
زلاله مثل آیینه
لالایی گرمی خونه
لالایی قوت جونه
لالایی میگه یک شب هم
کسی تنها نمی مونه
لالایی آسمون داره
گل و رنگین کمون داره
توی چشمون درویشش
نگاهی مهربون داره
لالایی های ما ماهه
بدون ناله و آهه
بخون لالایی و خوش باش
که عمر غصه کوتاهه
افزایش آمار