لالایی

لالایی

صدای عشق - لالایی
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
یکشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1391
توسط: مدیر

صدای عشق

سایه خود را از سر من بر مدار

بی قرارم ٬ بی قرارم ٬ بی قرار

با خود فکر میکردم تحقق رویاهایم غیر ممکن است.

اما خدا گفت :(هر چیزی ممکن است)

گم شده بودم ٬ گیج بودم ٬ فکر میکردم هیچ وقت جوابی پیدا نخواهم کرد.

اما خدا گفت:(من هدایتت میکنم)

خودم را باخته بودم ٬ فکر می کردم نمی توانم از عهده اش بر آیم.

اما خدا گفت:(تو از عهده هر کاری بر می آیی)

غمگین بودم ٬ احساس کردم زیر کوهی از نا امیدی گیر افتادم.

اما خدا گفت:(غمهایت را روی شانه های من بریز )

فکر کردم نمی توانم ٬ من آنقدر باهوش نیستم.

اما خدا گفت: (من به تو خرد لازم را میدهم )

بار گناهانم رنجم می داد ٬ برای کارهای بدی که کرده بودم

 از خود عصبانی بودم.

اما خدا گفت:(من تو را می بخشم)

از خودم بدم می آمد ٬ فکر می کردم هیچ کس مرا دوست ندارد.

اما خدا گفت:( من به تو عشق می ورزم )

گریه می کردم ٬ زیرا تنها بودم .

اما خدا گفت:(من همیشه با تو هستم

در روزهای طوفانی زندگی نا خدا بودن مهم نیست

با خدا بودن مهم است.

افزایش آمار